سلام
آخوند آملي
لاريجاني بيش از يك و نيم ساعت در تلويزيون رژيم ظاهر شد و به چند معظل جدي كه گريبان
رژيم رو گرفته، اعتراف كرد. به ويژه موضوع فيشهاي نجومي سردمداران و كارگزارانرژيم و برملا شدن فساد فراگير نظام درجنگ گرگها .
اوگفت: «چرا باید اعتماد مردم را متزلزل کنیم... نباید مسئله ملی با
هر حادثهای درست کرد...نبايد اين اعتماد خراشيده شود». منظورش از تزلزل اعتماد مردم، افزايش تنفر و خشم مردم و
نزديك شدن به مرحلة انفجاره. چون خوب ميدونه كه مردم گرسنه كه از فرط فقر دست به
خودكشي جمعي در خانواده ميزنن، با ديدن
اين اختلاف طبقاتي بيسابقه، بسيار بيشتر از قبل در مسير قيام و انفجار
قرار مي گيرند. براي همين هم سردژخيم قضاييه تلاش ميكند موضوع را كوچك جلوه بدهد تا
به اينجاها نكشد. مي گويد نبايد بگذاريم اين موضوع يعني افشاي حقوقهاي
نجومي، به يك مسألة ملي تبديل بشود. خوب مي داند كه همة مردم يك طرف هستند و
رژيم هم يك طرف. يعني اين حقوقهاي نجومي خشم همة مردم را برانگيخته و منتظر يك فرصت
هستند تا عصيان كنند. اين واقعيت در رسانههاي رژيم بازتاب داده شده، البته با
تلاش براي كوچك جلوه دادن اين خشم بزرگ. مثلا امروز صبح يك سايت حكومتي به نام
«تحليل ايران» نوشت: «انتشار فیشهای حقوقی چند ده میلیونی، موج گستردهای از
نارضایتی را در میان مردم برانگیخت». پس علت تلاش براي كوچك جلوه دادن موضوع،
وحشت از همين قيام و انفجاره.
حالا واقعا رژيم ميتونه روي اين داستان رو بپوشاند؟
به هيچ عنوان.
چون موضوع اونقدر بزرگ و رسواست، كه با سرپوش گذاشتن پنهان نمي شود. امروز يك سايت حكومتي به نام
«ناطقان» نوشت: «(آيا) این قائله فقط با عذرخواهی برخی از مدیران مستعفی و یا دولت
ختم میشود؟» اين واقعيت را مي شود در تناقضگوييهاي
آخوند لاريجاني هم به خوبي ديد. مثلا اول مي گويد «به این نرسیدهام فساد سیستماتیک است». اما بلافاصله در جمله بعد مي گويد يك «بيمرزي
در قانون بوده». به نظر مي آيد سردژخيم قضاييه نه معني سيستم رو ميداند، نه قانون
را. طبيعي هم هست، چون در نظام ولايت قانون هميشه بستر و حامي ستم و چپاول بوده.
از طرفي، اگر امري كه از قانون ناشي مي شود، سيستماتيك نيست، پس معناي سيستماتيك
چيست؟ خب قانون يعني چيزي كه نهادينه شده. يعني خود آخوند لاريجاني اعتراف ميكند كه
اين چپاول بزرگ، در نظام ولايت، سيستماتيك و قانونيست. در عين حال ميگويد «احساس
فساد سيستماتيك نميكنم» حرفي كه فقط ميتواند باعث خنده باشد. خب اين تناقض در
حرفهاي خود آخوند لاريجاني بود. اما تناقض روشن ديگر بين حرفهاي آخوند لاريجاني و
ساير سردمداران و كارگزاران نظام است. مثلا در حاليكه اين سردژخيم قضاييه دجالگرانه مي گويد موارد فساد خيلي كم بوده و بيخود بزرگ نكنيد، معاون
خودش، آخوند اژهاي 4 تير گفت: فقط از يك وزارتخانه، 50 مورد پيدا شده كه حقوقهاي
بالاي 40 ميليوني با وامهاي 300 ميليوني گرفته اند و مي گيرند. يا سايت حكومتي ناطقان روز 7تير نوشت: «(در يك
مورد) تنها 3 مدیر ارشد بیمه مرکزی 180میلیون تومان حقوق (در ماه) ميگرفتند... بماند
که وام ضروری 400میلیون تومانی، وام خودروی مدیران، اضافه کاری4میلیون تومانی،
اضافهکاری فوق العاده33میلیون تومانی و برخی ارقام عجیب و غریب دیگر هم در این
فیشهای حقوق به چشم می خورد».
سؤال اين است آن چيزي آخوند لاريجاني مي ترسد خراشيده نشود! اصلا وجود خارجي دارد؟ مگر ملت ايران ذره يي اعتماد به نظام آخوندي دارد كه اين دجال مدعي خراشيده شدن آن است؟
حرف درست را آخوند ناطق نوري روز هفتم تير گفت: اين گروه عليه آن گروه حرف مي زند و آن گروه عليه اين گروه و مردم مي گويند هر دو خرابند.
واقعيت اين است كه مردم ايران اين رأي را از 30خردادسال 60عليه رژيم دادند و تا امروز قيمت آنرا هرچه بوده تمام و كمال پرداخته اند.
الان اين رژيم ولايت فقيه است كه بايد نگران طوفان بزرگ مردم ايران باشد. امري كه در تقدير اين رژيم است و خدشه بر نمي دارد. بله تيك تاك عقربه از چند مسير به يك نقطه نزديك مي شوند. به ساعت صفر.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر